امیررضاامیررضا، تا این لحظه: 19 سال و 2 ماه و 20 روز سن داره

مامان و امیر ناز

عشق یعنی مادر

مادر یک پسر کوچک از مادرش پرسید: چرا گریه میکنی؟ مادرش گفت: چون من زن هستم. پسر بچه گفت: من نمی‌فهمم. مادر گفت: تو هیچ‌گاه نخواهی فهمید. بعدها پسر کوچک از پدرش پرسید که چرا مادر بی‌دلیل گریه میکنند؟ پدرش تنها توانست به او بگوید: تمام زنان برای «هیچ چیز» گریه میکنند. پسر کوچک بزرگ شد و به یک مرد تبدیل شد ولی هنوز نمی‌دانست که چرا زنها بی‌دلیل گریه میکنند.   بالاخره سوالش را برای خدا مطرح کرد و مطمئن بود که خدا جواب را میداند. او از خدا پرسید: خدایا، چرا زنان به آسانی گریه میکنند؟ خدا گفت: زمانی که زن را خلق کردم میخواستم او موجود به خصوصی باشد بنابراین شانه‌های او را آنقدر قو...
24 ارديبهشت 1391

مادررررر

سلام و تبریک به همه مادرای عزیز و دوستای گلم به مناسبت روز مادر شنبه میلاد بزرگ بانویی که هم یک زن کامل و همه یه مادر نمونه بود. خدای مهربونم هزاران بار تورا بخاطر اینکه من و لایق مادر شدن دونستی شاکرم. امیرنازم ممنونم که با اومدنت من و مادر صدا کردنت دنیام و بهشتی کردی. فدات بشم که می خوای واسم کادو بخری. می گی مامانی می خوام واست یه اسباب بازی دخترونه بخرم میگم اخه مامانم من که اسباب بازی دوست ندارم می گی مامان اخه شما دختری پس باید اسباب بازی دخترونه بخرم بغلت می کنم می گم نازم خودت واسم هدیه هستی. میگی باشه واست لباس می خرم. دیروز یه شعر خوشگل تو مهد واسه روز مادر یاد گرفتی و اومدی واسم خوندی وای که چقد ذوق کردم برام از هزار تا هدیه...
21 ارديبهشت 1391

پسر دوست داشتنی من

سلام نازگلم. دیروز تو مهدت یه جلسه گذاشتن اخه قراره هفته بعد ببرنتون اردو. از معلمت راجع بهت پرسیدم گفتم: امیرم که خیلی اذیتتون نمی کنه؟ خندید و گفت : اصلا خیلی بچه حرف گوش کن و با حیائیه تا یه تذکر می دم سریع گوش میده باهوش هم هست زود یاد می گیره. فدات بشم که اینقد ماهی کلی خوشحال شدم و بهت افتخار کردم امیدوارم همیشه باعث افتخارم باشی هر جور باشی عاشقتم نازم. توی تلویزیون یه مرد سیاهپوست دیدی و گفتی مامان چرا اون سیاهه؟ گفتم بعضی ادما اینجورین بعضی هم مثل ما سفید. با تعجب نگام کردی و گفتی ما که سفید نیستیم مامان بعد شکم پنگوئنتو نشونم دادی و گفتی به این می گن سفید موندم چی بهت بگم گفتم مامان پوست ادما فرق داره کلا به اونایی که پوستشون روشن...
13 ارديبهشت 1391

تیکه کلامهای نازم

سلام نازم. شرمنده این روزها نمیتونم بیام. از یک طرف دنبال خونه هستیم از طرف دیگه هم خونه مادرجونت و دارن تعمیر می کنن منم بیشتر از اینترنت اونها استفاده می کردم اخه پرسرعته اینترنت خونه مامانم کم سرعته حوصله مو سر می بره. این روزها یه تیکه کلامهای خاصی داری مثلا هر حرفی و می خوای توضیح بدی یا طرفت و قانع کنی می گی : بگم چرا؟ با اصرار هم باید حتما بگیم چرا تا توضیح بدی وگرنه قانع نمیشی. این تکیه کلامت شده واسه اطرافیان طنز راه به راه میگن بگم چرا؟؟؟ خب گفتنت هم که دیگه نگو هر کلمه ای که می گی بعدش می گی خب! فدات بشم با این حرفای قشنگت. جدیدا گیر دادی که چرا حیوانات حرف نمی زنن؟ چرا فقط تو کارتون ها حرف می زنن؟ بعدشم شاکی میشی که از خدا ن...
10 ارديبهشت 1391

یا زهرا

به بهانه عزیزترین و پاک ترین مادر ای روح دو صد مسیح محتاج دَمَت / زهرایی و خورشید غبار قدمت کی گفته که تو حرم نداری بانو؟ / ای وسعت دلهای شکسته ، حَرَمت . . . نمی دونم چی بنویسم که لایق مظلومترین مادر دنیا باشه خواستم این چند سطر نشان دهنده ارادتم به بانویی باشه که اسم قشنگش در تمام روزهای زندگیم بهم ارامش داده.  حجرات53 یا ایها الذین آمنوا لا تدخلوا بیوت النبی إلا أن یُؤذَنَ لکم ...   مادر !   همه می دانند که تو اجازه ندادی...   روم/41   ظهر الفساد فی البرّ و البحر بما کسبت أیدی الناس   دنیا را به فساد کشید با همان دستی که ... و امروز صدای...
5 ارديبهشت 1391

تقدیم به کسی که شکفتن هیچ گلی زیباتر از لبخند او نیست

سلام سارینای خوشگلم باورم نمیشه 1 سال گذشت و چقد زود گذشت. سال پیش درست اول اردیبهشت ماه چشمای خوشگلت و به روی دنیا باز کردی. خوب یادمه که چقد بابا و مامان نگران سلامتیت بودن و چقد خوشحال شدم وقتی تماس گرفتم و خبر سلامتی تو و مامانی و شنیدم. دلم می خواست از وبلاگ امیرجون تولدت سارینا خوشگلم و از راه دور به تو و مامان بابای مهربونت تبریک بگم ایشالا زودتر بیای و کادوی ناقابلت و بگیری. پیشاپیش این پست و تقدیم به تو نازم می کنم خیلی دلم می خواست در اولین تولدت باشم اما دوری راه این چیزارو هم داره. امیرجونم هم به خواهر خوشگلش تبریک می گه و دعا می کنم همیشه زنده و سلامت زیر سایه پدر و مادرت مهربونت به ...
31 فروردين 1391

ثبت نام در پیش دبستانی

سلام نازگلم امروز بعد مدتها تردید که کدوم پیش دبستانی بلاخره همراه مامان امیرمهدی دوست کلاس زبانت اسمتون و در مدرسه غیرانتفاعی نیکان نوشتیم. فدات بشم وقتی به عنوان مادرت تو دفتر مدرسه نشسته بودم فکر کردم که چقد زندگی زود می گذره انگار همین دیروز بود که مامانم واسم ثبت نام می کرد حالا من اومدم واسه پسرم! انگار همین دیروز بود که به دنیا اومدی خیلی زود هم وقت دانشگاه رفتنت می رسه ایشالا همیشه موفق باشی نازگلم                                  &n...
30 فروردين 1391

حیوانات امیر

سلام عزیزم اخه من از دست تو چیکار کنم که این همه عاشق اسباب بازی هستی اونم از نوع حیوانات هر جا میری می خوای اسباب بازی حیوانات بگیری بیشترشم تکراری الان می خوام عکساشو بذاریم که ببینی اندازه یه جنگل بزرگ حیوانات داری. یادمه وقتی خودم همسن تو بودم یک چهارم اینارو نداشتم اما چقد با همه تعداد کم تا مدتها سرگرم می شدم اما شما حتی یکساعت هم یک اسباب بازی براتون جالب نیس باز تا اسباب بازی فروشی می بینین یه کاری می کنین انگار اصلا اسباب بازی ندارین... اینم بقیه اسباب بازیهای مورد علاقه ات بقیه اسباب بازیهای امیر و تو ادامه مطلب ببینید   ...
30 فروردين 1391

بدون عنوان

این چند روز درگیر مهمونی دادن بودم و نشد بیام برات بنویسم نازم. این چند روز حسابی با بچه های مهمون ها خوش گذروندی و اتاقت و بهم ریختی. خدارو شکر کلی سرگرم شدی. بعد از مدتها اسکوتر تو که دو سال پیش برات خریدم و اوردم و کلی بازی کردی و خیلی دوست داشتی. بازم واسم یه نقاشی خوشگل کشیدی و گفتی و این گلا تقدیم به مامانم اینم یه رنگین کمان خوشگل فدای مهربونیت نازم امیر و ابوالفضل اولین تیپ تابستانه امیر ...
26 فروردين 1391